الان دیگر همه می دانند که منفعت جامعه ی اسلامی در حمایت از تولید داخلی و نخریدن کالای خارجی است. قبول است؟ فعلا نمی خواهم برایم دلیل بیاوری که اما نه... و سنگ ایرانی شایسته ی بهترین هاست را به سینه بزنی، که این جمله هم خود نقد و بررسی فراوانی می طلبد که در این مقال نمی گنجد اما از باب نمونه باید گفت که شبیه آن دودهاییست که از کنده بلند می شود و فضا را تار می کند و بعد به چشم ها فرو میرود و اشک ها را روان می کند و به زبان دیگری به آن فتن می گویند و اصلا با همین مناسبت لغت فتنه را بر ساخته اند.

من هم مثل شما قبول دارم که گاهی این حمایت از تولید داخلی به معنای استفاده از کالای کم کیفیت تر داخلی بجای کالای باکیفیت تر خارجی است و این در تعارض با منفعت فردی است. پس کسی که خرید کالای ایرانی را به کالای خارجی ترجیح دهد چه کرده؟ منفعت فردی اش را فدای منفعت اجتماعی کرده است دیگر! آیا این کار با ارزشی نیست؟ آیا این کار نشانه ی بلوغ اجتماعی و نشانه ی از خود گذشتگی و خیرخواهی و عملگرایی او در قبال آرمانها نیست؟ (اولئک الذین امتحن الله قلوبهم بالایمان...)

بله متاسفانه هنوز اکثریت جامعه به اینجا نرسیده اند و هنوز اکثریت، حسن و قبح اقتصادی زندگی شان را با همان فرمول رسوا شده و تاریخ مصرف گذشته ی تهاجم فرهنگی اقتصادی تطبیق می دهند. و پیشتازان این کار خیر هم در اقلیتند و اصلا چه جای حیرت، این سنت خداست که در آخر الزمان پیشتازان در اقلیت باشند: السّابقون السّابقون، اولئک المقربون، فی جنّات النّعیم، ثلّة مّن الاوّلین، و قلیل مّن الاخرین ( آیات 10 تا 14سوره واقعه) و به علاوه خداوند این مژده را هم مقدم بر بیان قلّت پیشتازان داده، که آنان مقربان در پیشگاه خداوند خواهند بود. و من انقدر برای تقرب به خدا ولع و هیجان دارم که اصلا خوشحالم که هنوز این فرصت برای من هست تا با عمل به چنین دستور ساده و از خود گذشتگی کم زحمتی در زمره ی مقربان باشم.