شاخص ها

   جاتون خالی توفیق اجباری داشتم تمام نوشته هامو از اول ترم تا حالا بخونم! به خاطر جزوه یکی از درس ها بود، و شما نمی دونید که من چطوری جزوه می نویسم؛ یه دفتر با خودم می برم همه جا، هر چیزی، اعم از جزوه، خاطره، یادداشت، دل نوشته و... که دستم بیاد و لازم بشه توش می نویسم. برای همین هم جزوه هام و خاطره هام رابطه تنگاتنگی با همدیگه دارند! خلاصه اینکه در این بین به چیزای جالبی هم برخوردم که تصمیم گرفتم بذارم اینجا در انظار عموم:

حق و باطل را به مردم نشناسید، بلکه شاخص های حق و باطل را بشناسید. هر کس به خاطر شخصی وارد جنبشی(مانند انقلاب اسلامی) شود، بعدا همان شخص او را از آن بیرون خواهد آورد. اگر کسی شاخص ها را بشناسد هرگز دچار شبهه و گمراهی نمی شود. کوه ها متلاشی می شوند ولی ایمان او متلاشی نمی شود.

امام صادق(ع) می فرماید: نگاه نکنید به سجده ها و رکوع های طولانی افراد، بلکه نگاه کنید به صدق و راستگویی افراد.

منظور کسانی است که ظاهر و باطنشان یکی باشد. یکی بودن ظاهر و باطن خیلی مهم است.

فرشته نگهبان

   مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:
- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.
مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید.بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد.به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت:
- ایست!
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد.بازم نجات پیدا کرد.مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد م فرشته نگهبانت هستم. مرد کمی فکر کرد و گفت:
-پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟

خبر از آن دنیا!

   روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!

خاطره تحصن فرودگاه،یک طنز واقعی!

   سئانس اول: توی راه

   سلام! بلاخره قسمت شد ما هم بریم "رجز خونی"!

   داریم میریم فرودگاه، به عنوان دانشجویان داوطلب اعزام به بحرین، برای حمایت از مردم مظلوم بحرین.

ادامه نوشته

جشن تولد وبلاگی

   سلام! تولد من خیلی نزدیکه... خیلی! دقیق اگه بگم میشه یک هفته دیگه! گفتم؛ چون می خوام همه شما رو روز تولدم به وبلاگم دعوت کنم، به صرف خوندن مطالب جالب و خنده دار!!! و البته شما هم قرار نیست دست خالی به جشن تولدم بیاید! من از شما می خوام که هر کدوم یکی از عیب های منو بهم هدیه کنید، البته با راهکار برطرف کردنش!!! یا اگر هم دیدین کادوی گرونیه (بله! شاید فکر کنید ممکنه براتون گرون  تموم بشه!!!) فقط یک پند مفید که فکر می کنین به دردم می خوره به من هدیه بدین! بله، شما پند بدین، من سعی می کنم که پند پذیر باشم!

   یه نکته دیگه هم که هست، تعداد شمع های روی کیک نداشتمه!!! البته اصلا مهم نیست، ولی علامت تعجب های این مطلب-دعوتنامه هم دقیقا همونقدره!!!

در صحبت فاطمه(س): اگر ولایت علی(ع) را می پذیرفتند

   فاطمه زهرا(س) در قسمتی از خطبه فدکیه خود فرمودند:

   چه کسی را به جای علی انتخاب کردند؟

   به خدا سوگند، اگر از گرفتن مهاری که پیامبر(ص) آن را به او(علی (ع)) سپرده بود خودداری می کردند با او انس می گرفتند و آنان را چنان به آرامی سیر می داد که محل بستن مهار آنان را زخمی نکند و حرکت دهنده آن خسته نشود و سواره ی آن به اضطراب نیفتد. و آنان را به سر آبی فراوان و گوارا و زلال و وسیع می برد که آب آن از دو طرف نهر لبریز باشد و دو سوی آن گل آلود نشود و آنان را از آنجا سیراب بیرون می آورد. و در حالی که برای آنان سیرابی را پسندیده خود از آن استفاده نمی کرد مگر به قدر رفع عطش سیراب و دفع شدت گرسنگی.

   و اگر خلافت را به او می سپردند برکات آسمان و زمین بر آنان گشوده می شد. ولی آنان از حق روی گردانیدند. پس به زودی خداوند آنان را به آنچه برای خود کسب کرده اند مواخذه می نماید و به زودی می رسد به کسانیکه ظلم نمودند سزای آنچه کسب کرده اند و نمی توانند مانع چنین عاقبتی بشوند. 

  منبع: کتاب صدای فاطمی فدک/  محمدباقر انصاری و سید حسین رجایی/ صفحه ۶۹ قسمت ۳۴

  *آه چهارم از چهل آه هیئت وبلاگی به نام مادر به نام فاطمه (س)*

زندگی حیوانات 11

   این مطلب رو از یکی از دوستانم شنیدم، شما حتی اگه نخواهید اونو به عنوان یک واقعیت از حیوانات قبول کنید می تونین به عنوان یه داستان کوتاه بخونین!

   دوستم گفت که توی یک برنامه مستند تلویزیونی دیده؛ کلاغی چند گردو در اختیار داشت. برای شکستن اونا اول یکیش رو برداشت از فاصله زیاد پرت کرد روی آسفالت جاده. برگشت ببینه شکسته یا نه، نشکسته بود! دوباره و چند باره همین کار رو تکرار کرد و گردو نشکست. تا این که یه ماشین از روش رد شد و شکست. اما این بار هر چی می خواست بره برش داره نتونست، چون هی ماشین رد می شد. خلاصه اون گردو رو رها کرد و رفت یه گردوی دیگه رو برداشت و این بار گذاشت روی خط عابر پیاده! یه ماشین از روش رد شد و شکست، و این کلاغ هم چشمش به چراغ راهنمایی عابرین پیاده بود که کی سبز میشه، وقتی سبز شد و ماشین ها ایستادند رفت و گردوشو برداشت!

   همیشه از کلاغا خوشم میومده! کلاغ اگه باهوش ترین پرنده ی دنیا نباشه دومین پرنده ی باهوش دنیاست!

 

زندگی حیوانات 10

   سنجاقک و گونه های آن تا حدود 5 سال زیر آب زندگی می کنند. در طول این مرحله از زندگیشان به آنها "پوره" می گویند و رنگ خاکستری مایل به قهوه ای دارند. پوره در طول رشد بارها شکل عوض می کند. بعد از هر شکل عوض کردن سطح بالهای او قدری بزرگتر می شود. ولی برعکس، بدنش همیشه یکسان می ماند و تغییر نمی کند. وقتی پوره به رشد کامل رسید، از ساقه یک گیاه آبی صعود می کند و به بیرون آب می آید و برای آخرین بار پوست اندازی می کند و شکل خود را به عنوان یک سنجاقک ظاهر می سازد. رنگ نهایی بدن بعد از چندین روز ظاهر می گردد.

                                                                                                    منبع:www.fa.wikipedia.org

   سنجاقک ها شکارچیان سریعی هستند که طعمه خود را در هوا شکار می کنند. آنها به طور استثنایی قدرت دید بالایی دارند و می توانند حشرات در حال پرواز را تعقیب کنند و پاهای تیغه دار خود را در بدن طعمه فرو کنند.

   برخلاف این نوع سنجاقک ها، سنجاقک های یکروزه پرندگان ضعیفی هستند. سنجاقک یکروزه بالغ غذا نمی خورد. آنها در طول زندگی کوتاهشان فقط می توانند جفتگیری کنند و تخم بگذارند.

        

هنوز نیا

   یا علی جان! هنوز نه به جایی رفته ام و نه به جایی رسیده ام. ولی با این مردم، رسیدم به آنچه که تو رسیدی؛ یعنی هیچ!

   یا صاحب الزمان! تو درست می گویی، هنوز وقتش نرسیده است. هنوز نیا. مردم ولایت پذیر نشده اند هنوز. هنوز چک دو میلیونی تو را با یک آبنبات عوض می کنند. هنوز عقلشان رشد نکرده، وهنوز لیاقت دیدن و شناختن تو را ندارند.

   مرا ببخش که دعوتت نمی کنم. خانه ام آماده نیست. هنوز آن دهاتی که تو مخفیانه در آن زندگی می کنی به قصرهای بزرگ و شهرهای شلوغ ما ارجحیت دارد. هنوز مردمان ساده ای که با آنها زندگی می کنی به دانشمندان و متفکران ما برتری دارند. بله هنوز...

   چه کنم که شدیدا دلم گرفته است. دوست داشتم با خبر خوشی پیش تو می آمدم و از تو می خواستم به دیار ما بیایی و در آن پادشاهی کنی. ولی چه فایده که نوکران تو رسم نوکری نمی دانند و پادشاه را از خود می رانند. چه فایده...

زندگی حیوانات 9

   عنکبوت بیوه سیاه از معروف ترین عنکبوت های سمی است که گونه های مختلف آن درسراسر جهان و از جمله آسیای میانه و منطقه مدیترانه انتشار دارد. این عنکبوت سیاه و براق است و یک علامت نارنجی یا قرمز و یا زرد به شکل ساعت شنی روی شکمش دارد.

   این عنکبوت پس از جفتگیری شوهر خود را می کشد و می خورد، و برای همین هم بیوه است!

   عنکبوت های جوانتر در یک پدیده به نام بالن، توسط باد پراکنده می شوند. آنها در نوک گیاهان خود را در اختیار جریان هوا قرار می دهند تا جا به جا شوند.

 منبع:

 www.kartane.persianblog.ir

زندگی حیوانات 8

   هر شتر مرغ نر در طبیعت حدود سه شترمرغ ماده را اسکورت می کند. شترمرغ های ماده روی تخم نمی خوابند. بلکه این شترمرغ نر است که تخم ها را جمع می کند. او پیش از این که روی آنها بخوابد آنها را سه قسمت می کند. اول چاله ی بزرگی در زمین می کند و یک سوم تخم ها را سوراخ کرده و در آن می اندازد. سپس روی چاله را با خاک می پوشاند. یک سوم تخم ها را هم کنار می گذارد و روی یک سوم باقی مانده می خوابد. پس از چهل روز که جوجه ها از تخم درمی آیند، تخم هایی که کنار گذاشته بود را می شکند و به عنوان اولین غذا به خورد جوجه هایش می دهد. پس از تمام شدن آن تخم ها، زمین را می کند و تخم هایی که چال کرده بود را نمایان می سازد. تا آن موقع آن تخم ها پر از کرم شده اند. شترمرغ نر آن کرم ها را به عنوان دومین غذای زندگی به خورد جوجه هایش می دهد. پس از آن دیگر جوجه ها انقدر تقویت شده اند که بتوانند همان غذایی را بخورند که والدین شان می خورند. 

خاطره سیل

   دیشب تو اتاقمون تو خوابگاه مهمون داشتیم ( جاتون خالی!) و اون آخر آخراش بحث رفت سر زلزله بم. قضیه ازاونجا شروع شد که یکی ازمهمونا گفت که همون روز اونا قرار بوده بااتوبوس برن بم ولی اتوبوسشون بد موقع – نمی دونم خراب شد یا پنچر شد، و نتونستن برن. ولی کرمان بودند. خلاصه اینکه اعصاباشون خورد شد که چرا نشد برن بعد اینهمه برنامه ریزی! بعد هم اینکه فرداش چی شد رو هم همه مون یادمونه!

   این شد که منم تعریف کردم، ماجرای سیل سال 78 یا 79 یا 80 (دقیق یادم نیست) تو جنگل های گلستان رو. من فقط گفتم ما اونجا بودیم. تو راه برگشت ازمشهد. می خواستیم شب رو تو جنگل بخوابیم ولی به دلایلی نخوابیدیم. تو مسجد اتراق کردیم. هرکی تو جنگل خوابیده بود مرد! همین. فقط همین رو گفتم. ولی بعدش خودم رفتم تو فکر.

 

ادامه نوشته