تملق
کسی می گفت چاپلوسی نزد سه نفر رواست؛ پدر، معلم و خدا!
ترجمه ی دعای ابوحمزه ثمالی را می خوانم و انگشت از دهانم نمی افتد. آدم از این همه زرنگی که کسی می تواند داشته باشد مخش سوت می کشد!!! برای همه ی خواسته های ریز و درشت دنیوی و اخروی هم سندی دارد. گناهامو ببخش چون کریمی، تازه گناه می کردم هم منظورم این نبود که در نظرم کم ارزشی، بلکه دقیقا چون خیلی بخشنده ای گناه کردم! اصن خدایا من چه ارزشی دارم که تو بخوای مجازات کنی؟ خدایا بیا با بخشیدن من به من منت بذار! اصن خدایا بیا کَرَمتو بهم ثابت کن!
دلم می خواهد این دعا را آهنگ پیشواز قلبم قرار دهم، تا هرگاه تو سعی می کنی با من تماس بگیری و من کم محلی می کنم و گوشی را برنمی دارم، تو با شنیدن این دعا مشغول شوی و به جای اینکه از دست من خشمگین شوی، ذلّت و حقارت مرا به یاد بیاوری و بر من ترحّم کنی!
در نوشتار عربی "ساکن" حرکت بی حرکت است. برای اینکه یک حرف همانطور که هست شنیده شود ساکن می گذارند. اگر حرف قوت داشته باشد با ساکن خودش را نشان می دهد، و اگر قوت نداشته باشد با ساکن گم می شود. اینها دیگر به ذات خود حرف برمی گردد.