دختران پیامبر(ص)، افسانه یا واقعیت؟

 می خواهم برایتان از مسئله ای بنویسم که مدتیست ذهنم را به خود مشغول کرده...

پیش از شروع بحث به شما بگویم که، من الان هیچ منبع و کتاب و جزوه ای پیش رویم نیست، و هر چه که بنویسم به مدد حافظه ی ضعیف خودم است. بنابراین اگر آمار و ارقام و بعضی اشخاص را کمی جا به جا دادم به بزرگی خودتان ببخشید!

خواننده های این وبلاگ در جریان هستند که اینجانب این ترم ،درسی را گذرانده ام تحت عنوان تاریخ تمدن اسلام. از قضا یک روز که سر این کلاس آمدیم، پیش از شروع درس یکی از بچه ها سوالی پرسید. از آنجا که آن سوال همه مان بود همه توجه ها جلب شد تا بشنویم استاد چه می گوید.

سوال این بود: آیا پیامبر اسلام(ص) بجز حضرت زهرا(س) دختران دیگری هم داشت؟

استاد کمی این پا و آن پا کرد و گفت جوابش خیلی طولانی است! ممکن است گیجتان کند!

یک جورهایی می خواست از زیر جواب دادن در برود، ولی وقتی دید همه مان علاقمندیم آن قصه را بدانیم (مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد!)، یک نفسی کشید و آن روز به جای درس دادن آن قصه را تعریف کرد.

چیزی که استاد نجف دخت تعریف کرد این بود:

ادامه نوشته

پژواک

این بار قلم به دست من می گردد          دنیا و زمان به گرد من می گردد

آسوده نشسته ام فرا روی خدا          قلبم به طواف حضرتش می گردد

لبیک بگشت با دعایم پژواک           پژواک میان حق و من می گردد

او بحری از عشق، من چو ماهی گشتم             ماهی به برش چو عاشقان می گردد

در سجده تمام ترس من از این است            تا صبح ورق به ناگهان می گردد

تا هست سرم به سنگ و رویم بر خاک            دندان و زبان به این سخن می گردد

یا رب تو نگاه دار این حال و هوا            تا خون و حیات در تنم می گردد

نیاز

   آه خدایا...عجزم را باور کن...البته تو که همیشه عجز مرا باور داشتی، حالا به باور من رحم کن که عجز خود را دریافته ام. خدایا در این ساعت از شب اول ماه رمضان که فوران رحمت توست، به سان شهودی که به انسان دست دهد، ناگهان به ناتوانی خود و شدت نیازمندی ام پی برده ام...

    

ادامه نوشته