چندی پیش می خواستم شیر خشک بخرم. اصرار داشتم که محصول اسرائیل نباشد. نپرسید چرا! هر مغازه ای که می رسیدم می پرسیدم:« شیر خشکی دارید که محصول اسرائیل نباشد؟!» همه شان اول ماتشان می برد، و بعد می گفتند بله که داریم، ما اصلا محصول اسرائیلی نداریم و بعد کافی مایت های نستله را نشانم می دادند! غافل از اینکه همین نستله مستقیما یک شرکت اسرائیلی است، و آنهایی که فکر می کنند چون نستله از ایتالیا و سوئیس وارد می شود اسرائیلی نیست کاملا اشتباه می کنند. ایتالیا و سوئیس تنها یک واسطه اند. خلاصه اینکه مغازه دارها در مقابل این حرف من جبهه می گرفتند که:« اگر اینطور است پس چرا دولت به اینها اجازه ی ورود می دهد؟!» توی این دوره و زمانه، که وکلا کارشان شده است جنجال برانگیزی و تبدیل محکم به متشابه، چه آسان است توجیه هر کاری، به خصوص کاری که سودی هم برای عده ای سود جو داشته باشد!
آن روز شیر خشک غیر اسرائیلی پیدا نکردم و با دست خالی، اما کاملا راضی از این خرید برگشتم. دیروز هم چند تا عصاره ی گوشت خریدم، و توی خانه دقت کردم و دیدم آنها هم محصول شرکت نستله می باشند! شگفتا! حالا شیر خشک غیر اسرائیلی نباشد، عصاره ی گوشت غیر اسرائیلی که هست! امروز آنها را هم بردم و پس دادم:« ببخشید، اگر نوع دیگری دارید بدهید وگرنه پولم را برگردانید!»
می دانید چیست؟ احساس می کنم در یک محاصره ی اقتصادی مدرن گرفتار شده ایم! خیلی از کالاهایی که مصرف می کنیم، مستقیم یا غیر مستقیم به دشمنانمان کمک کرده ایم.یک راهکار این است که یک موج اقتصادی راه بیاندازیم. من و تو، و چند نفر دیگر، حتی اگر قصد خرید هم نداشته باشیم برویم و از مغازه ها کالای غیر اسرائیلی طلب کنیم. حداقلش این است که چند بار که چند نفر این درخواست را از مغازه دارها کردند، آنها هم یادشان می ماند که موقع آوردن جنس، این را هم در نظر بگیرند، که چند نفری هم از مشتریان طالب اجناس غیر اسرائیلی هستند، بنابراین در کنار اجناس اسرائیلی اجناس غیر اسرائیلی هم بیاورند! و یا این که اگر خیلی با وجدان باشند دیگر اصلا اجناس اسرائیلی نیاورند و اگر هم مشتری ای از آنها سراغ آن اجناس را گرفت، با افتخار بگویند که ما اجناس اسرائیلی نمی آوریم! باور کنید همین مغازه دارها هم نمی خواهند به اسرائیل کمک کنند، و ندانسته و نشناخته این اجناس را می آورند، و اگر بدانند دیگر نخواهند آورد. کم کم که مغازه دارها علاقه شان به محصولات اسرائیلی کم شد و با خرید و فروش محصولات غیر اسرائیلی توجه مردم را هم به آنها جلب کردند، کار و بار وارد کننده ها ی جنس اسرائیلی هم رو به کساد می رود، و آنها هم برای جبران مافات به چیز دیگری می پردازند! و بدین طریق ما از محاصره ی محصولات اسرائیلی آزاد می شویم!
و حالا، هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله! انقلاب جدیدی در پیش است، که اگر شما رهایش کنید، دیگران انجامش خواهند داد.
پ.ن:
1- امام علی (ع) می فرمایند: به کار خیر بپردازید و چیزی از آن را ناچیز نشمارید. که کوچک آن بزرگ، و اندک آن بسیار است. کسی از شما نگوید: دیگری در انجام کار خیر سزاوارتر از من است، که به خدا قسم چنین خواهد شد. نیک و بد طرفدارانی دارد، که هرگاه شما رهایش کنید، انجامش خواهند داد.
2- این ها که گفتم در مرحله ی اول مختص به محصولات اسرائیلی می شود. بعد از آن کم کم حامیان اسرائیل را نیز در بر خواهد گرفت.
3- مدیر عامل شرکت مهرام (یا شاید هم دلپذیر؟ حالا دیگر یادم نمی آید!) یکی از ثروتمند ترین مردان ایران است. او داستان موفقیت خود را این گونه تعریف می کند؛ ما اولین شرکتی بودیم که در ایران سس مایونز تولید کرد. اوایل مردم سس مایونز نمی خریدند، چون که نمی دانستند چی هست و به چه دردی می خورد. بنابر این من چهل نفر زن و مرد و بچه و پیر و جوان اجیر کردم، فقط برای اینکه بروند و سس های مرا از مغازه ها بخرند! در این میان من کلی ضرر می کردم، چون که محصولاتم را به قیمت کارخانه می فروختم و دوباره نیمی از آنها را به قیمت مصرف کننده می خریدم! ولی همین حرکت باعث شد تا مغازه ها به خرید محصولات من روی بیاورند، و کم کم با تبلیغاتی که کردم و آموزش راه های استفاده از این سس به مردم، مردم هم به خرید آنها روی آوردند و کار و بارم رونق گرفت.
۴- دوستی مطلب جالبی در همین رابطه در وبلاگشان گذاشته اند که شایسته است آن را هم بخوانید.