9دی!
آمده ام خداحافظی!
دیدم ترم پیش چقدر خوب بود، دقیقا در همین بلا گرفتار آمده بودم، به مدت ده روز از وبلاگ و وبگردی دست شستم تا به کارهایم برسم، و شکر خدا رسیدم. این بار هم می خواهم همین کار را بکنم. یک طومار از کارهایی که برای درس هایم باید انجام بدهم نوشته ام، و این طومار روی گزینه ی ۳۸ به پایان رسیده، و من خیلی خوشحالم که ۳۹ تا نشده است! چند نفر از ما خواستند که درباره ی ۹دی بگوییم، ولی چه بگوییم وقتی که کوران درس های عملی و تئوری جلوی چشممان را گرفته و چیز دیگری نمی بینیم؟
ما اجازه می دهیم دیگران که می بینند به ما گزارش دهند و ما که نمی بینیم اظهار نظر نکنیم. راستی ۹دی چه روزی بود؟ فکر کنم یه عده بودند به روز عاشورا توهین کردند بعد مردم بیدار چشم و هشیار دل روز ۹دی در اعتراض به اونا راهپیمایی کردند و خلاصه! ای وای بر ما! مثل اینکه همانطور که با دادن هر امتحان کلا شستشوی مغزی می شویم و حافظه مان فرمت می شود - آخر می دانی! محدود است و لازم است برای یادگیری چیزهای جدید قبلی ها پاک شوند!- با گذشت هرسال تمام وقایع سال قبل نیز از یادمان می رود و این می شود که تاریخ هی تکرار می شود هی تکرار می شود هی تکرار می شود...
و با این حساب چه فجیع خدا را شکر، که انقلاب اسلامی ما سی سال دوام آورده وقتی که حافظه ی ما گنجایش بیش از دو سال را ندارد...
گذشته از همه ی اینها، خداحافظ همه تان، و این وبلاگ عزیز تر از جان! تا روز ۲۸ دی که آخرین امتحان تئوری ام را داده باشم. می دانم که برای یک وبگرد حرفه ای این چه کار سختی است، بین خودمان بماند، همین کارها را کردیم که انقدر همه ی کارهایمان تلنبار شد! البته این معنی اش این نمی شود که شما کامنت نگذارید! تنها فرقش این است که شیرینی خواندن کامنت های شما می شود جایزه ی با موفقیت گذراندن امتحانات تئوری!
در نوشتار عربی "ساکن" حرکت بی حرکت است. برای اینکه یک حرف همانطور که هست شنیده شود ساکن می گذارند. اگر حرف قوت داشته باشد با ساکن خودش را نشان می دهد، و اگر قوت نداشته باشد با ساکن گم می شود. اینها دیگر به ذات خود حرف برمی گردد.