رابطه با آمریکا
چند روز پیش توی دانشگاه کرسی آزاد اندیشی برگزار شد با موضوع رابطه با آمریکا، آری یا نه؟ آن موقع البته حرفی برای گفتن نداشتم، اما الان دارم.
به نظر من رابطه با آمریکا نه خوب است و نه بد. نتیجه اش هم هر چه که باشد فرقی نمی کند. اگر اقتصاد ما خیلی بدتر از این شود، تا وقتی که باعث نشود ما گناهی مرتکب شویم ضرری نخواهد داشت، و اگر اقتصاد ما خیلی هم از این بهتر شود، اگر موجب نشود ما کارخیری انجام بدهیم هیچ سودی نخواهد داشت. و اما در جواب کارشناس جلسه که ادعا داشتند اگر کار بدی بود آقا جلویش را می گرفت! اینکه من فکر می کنم و نظر می دهم، تو فکر می کنی و نظر می دهی و او فکر می کند و نظر می دهد خود حجتی است برای ما، که خداوند به ما عقل داده تا همه چیز را با عقل خودمان بسنجیم و قضاوت کنیم. آقا هم، در جایگاه ولایت فقیه، نیامده که جای عقل ما را بگیرد. بلکه آمده که عقل ما را رشد بدهد. آقا صراحتا در خطبه هایش گفته که به آمریکا اعتماد ندارد ولی با مذاکره هم مخالفت نکرده و گفته این هم تجربه ایست! به نظر من گفتن این جمله، مثل... چه بگویم! عمه ای دارم که هر وقت اوضاع وفق مرادش پیش نمی رود، مثلا کلی زحمت کشیده و تهیه دیده و مهمان ها نمی آیند، می گوید خو بهتر! به نظرم این جمله ی آقا از همان نوع است! هیچ جای دین اسلام گفته نشده تجربه کنید تا بهترین مسیر را پیدا کنید! بلکه می گوید تاریخ بخوانید و از تجربیات گذشتگان عبرت بگیرید: «سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین»! آقا به نتیجه ی این مذاکرات امیدی ندارد و بهترین نکته ای که در آن می بیند همان نکته ی مثبت قوم لوط و صالح و عاد و ثمود است، این که برای آیندگان عبرت می شود! و البته نه برای آیندگانی که «تاریخ دان» نباشند!
در نوشتار عربی "ساکن" حرکت بی حرکت است. برای اینکه یک حرف همانطور که هست شنیده شود ساکن می گذارند. اگر حرف قوت داشته باشد با ساکن خودش را نشان می دهد، و اگر قوت نداشته باشد با ساکن گم می شود. اینها دیگر به ذات خود حرف برمی گردد.