این مطلب رو از یکی از دوستانم شنیدم، شما حتی اگه نخواهید اونو به عنوان یک واقعیت از حیوانات قبول کنید می تونین به عنوان یه داستان کوتاه بخونین!

   دوستم گفت که توی یک برنامه مستند تلویزیونی دیده؛ کلاغی چند گردو در اختیار داشت. برای شکستن اونا اول یکیش رو برداشت از فاصله زیاد پرت کرد روی آسفالت جاده. برگشت ببینه شکسته یا نه، نشکسته بود! دوباره و چند باره همین کار رو تکرار کرد و گردو نشکست. تا این که یه ماشین از روش رد شد و شکست. اما این بار هر چی می خواست بره برش داره نتونست، چون هی ماشین رد می شد. خلاصه اون گردو رو رها کرد و رفت یه گردوی دیگه رو برداشت و این بار گذاشت روی خط عابر پیاده! یه ماشین از روش رد شد و شکست، و این کلاغ هم چشمش به چراغ راهنمایی عابرین پیاده بود که کی سبز میشه، وقتی سبز شد و ماشین ها ایستادند رفت و گردوشو برداشت!

   همیشه از کلاغا خوشم میومده! کلاغ اگه باهوش ترین پرنده ی دنیا نباشه دومین پرنده ی باهوش دنیاست!