سیالشگر حق!
به یه فیلم طولانی! تو فیلمنامه ی این فیلم چیز زیادی نوشته نشده، فقط گفته که موضوع یه جنگ خیلی بزرگه، حق علیه باطل! و نتیجه اش هم اینه که حق پیروز میشه. بقیه ماجراهای فیلم هم به عهده ی بداهه گویی بازیگرا گذاشته شده. همه ی آدمای دنیا هم بازیگرای این فیلم اند. البته، نقش اول و دوّم داریم و...، و این وسط من هم تو این فیلم یه نقشی دارم، من جزو سیاهه لشگر حق ام! خدا نکنه یه روزی بیاد که تو لشگرمون انقدر کمبود بازیگر داشته باشیم که من هم مجبور بشم یه نقش مهمتر به عهده بگیرم. چون که ممکنه انقدر بد بازی کنم که فیلم از هدفش دور بشه. یا اینکه مثلا ظهور امام زمان (عج) به وقت اضافه کشیده بشه! حقوقمون هم به عهده ی تهیه کننده است، و البته از پیش تعیین شده هم نیست، هر چقدر بهتر، و البته تو جبهه ی حق بازی کنیم بیشتر میشه.
خدایا بیا یه کار کن؛ یا هیچ وقت مجبورم نکن یه نقش مهم رو به عهده بگیرم، یا اینکه بازیگری رو یادم بده تا بتونم نقشم رو خوب اجرا کنم. البته، تو خودت به آدما گفتی که فکر می کنید همین که بگید ایمان آوردیم راحتتون می ذارم؟ فکر کردید! خیال کردید! از تک تکتون امتحان می گیرم!
خدایا همه ی ما رو تو جبهه ی حق ثابت قدم بدار. یه وقت چشمامون رو باز نکنیم ببینیم داریم به نفع دشمنامون به دروازه ی خودی گل می زنیم!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 18:31 توسط سحاب
|
در نوشتار عربی "ساکن" حرکت بی حرکت است. برای اینکه یک حرف همانطور که هست شنیده شود ساکن می گذارند. اگر حرف قوت داشته باشد با ساکن خودش را نشان می دهد، و اگر قوت نداشته باشد با ساکن گم می شود. اینها دیگر به ذات خود حرف برمی گردد.